صندلی داغ غ غ غ غ غ غ...
و حالااااا...
پس از مدت ها دوباره صندلی داغ می شود
این بار با حضور پُسرک خوشحال...؛
...مهدی یزدانبخش...
دوستان از چهارشنبه شب به مدت 24 ساعت میتونن هیزما رو بریزن رو آتیش،داغّ داغ
و حالااااا...
پس از مدت ها دوباره صندلی داغ می شود
این بار با حضور پُسرک خوشحال...؛
...مهدی یزدانبخش...
دوستان از چهارشنبه شب به مدت 24 ساعت میتونن هیزما رو بریزن رو آتیش،داغّ داغ
|
به افکارت عادت نکن از به چالش کشیده شدن باورهایت نترس و...گاهی از سمت اندیشه های دیگران بیندیش |
نامم را پدرم انتخاب کرد
!نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم
!دیگر بس است
!راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
...
خودتون برین ادامه مطلب ببینین چه خبره
!
.
.
و این بار ... با حضور : ![]()
اشکان حسینی پویا 
دوستان عزیز می توانند از ساعت ..:.. بامداد چهارشنبه (۶/۵/۸۹) تا جمعه به مدت ۴۸ ساعت اشکان را به اتفاق صندلیش داغ کنند 
کار گروهی و جمعی را تمرین کنید

آواي خوش هزار تقديم تو باد
سر سبزترين بهار تقديم تو باد
گويند كه لحظه ايست روييدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد ...
... سال نو مبارك ...

آرزومند آرزوهايتان ...
يادش بخير اون روزا......
شاید شما هم مثل من با دیدن این عکس ها دوران خوش کودکی براتون تداعی بشه و از به یاد آوردن اون لذت ببرین....
ولی هدف این بود که یادمون نره :
عمر گران میگذرد خواهی نخواهی
سعی بر آن کن نرود رو به تباهی ؛
استادی در شروع کلاس درس لیوانی پر از آب به دست گرفت. آن را بالا برد تا همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم يا 100 گرم يا 150 گرم .
استاد گفت من هم بدون وزن كردن نميدانم دقيقا وزنش چقدر است. اما سوال من اين است اگر من ليوان آب را چند دقيقه همينطور نگه دارم چه اتفاقي خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند هيچ اتفاقي نمي افتد. استاد پرسيد خوب اگر يك ساعت نگه دارم چه اتفاقي مي افتد؟ يكي از شاگردان گفت دستتان كم كم درد ميگيرد.
حق با توست. حالا اگر يك روز تمام نگه دارم چه؟ شاگرد ديگري جسارتا گفت دستتان بي حس ميشود ، عضلات به شدت درد ميگيرد و فلج ميشوند و مطمئنا كارتان به بيمارستان خواهد كشيد. و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت خيلي خوب است. ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير كرده است؟ شاگردان جواب دادند نه . پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات ميشود؟ در عوض من چه بايد بكنم؟ شاگردان گيج شدند. يكي از آنها گفت ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت دقيقا مشكلات زندگي هم مثل همين است. اگر آنها را چند دقيقه در ذهنتان نگه داريد اشكالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد به درد خواهند آمد. اگر بيشتر از آن نگهشان داريد فلجتان ميكنند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود .
فكر كردن به مشكلات زندگي مهم است اما مهمتر آن است كه در پايان هر روز و پيش از خواب آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نميگيريد. هر روز صبح سرحال و قوي بيدار ميشويد و قادر خواهيد بود از عهده ي هر مساله و چالشي كه برايتان پيش مي آيد برآييد.
دوست من يادت باشد كه ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري.
زندگي همين است...
با عرض سلام به همه دوستان خوبم که حالا بیشتر از قبل میشناسمشون و بیشتر از قبل به داشتن این همکلاسی های خوب افتخار میکنم.
عکس هایی از سرداب ؛


خردمند پيري در دشتي پوشيده از برف قدم مي زد که به زن گرياني رسيد.
پرسيد: چرا مي گريي؟
-
چون به زندگي ام مي انديشم, به جواني ام, به زيبايي اي که در آينه مي
ديدم, و به مردي که دوستش داشتم. خداوند بي رحم است که قدرت حافظه را به
انسان بخشيده است. مي دانست که من بهار عمرم را به ياد مي آورم و مي
گريم.مرد خردمند در ميان دشت برف آگين ايستاد, به نقطه اي خيره شد و به
فکر فرو رفت.زن از گريستن دست کشيد و پرسيد: در آن جا چه مي بينيد؟
خردمند
پاسخ داد: دشتي از گل سرخ.خداوند, آن گاه که قدرت حافظه را به من مي
بخشيد, بسيار سخاوتمند بود. مي دانست در زمستان, همواره مي توانم بهار را
يه ياد آورم و لبخند بزنم.
علمي / اخلاقي / مباحث صنايعي! / داستان و حكايت / بيوگرافي / شعر / طنز / عكس / نون خرده / دمپايي كهنه / و...
گاو ما ما مي كرد...
گوسفند بع بع مي كرد...
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي...
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد......................