نکته روز

روزی مردی داخل چاله ای افتاد jawsmiley.gif  ...

یک روحانی7165.gif او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای! samvetesmiley.gif
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! laie_14.gif

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد! interview.gif

یک یوگیستmeditationf.gif به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!! holycowsmile.gif

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت! 030.gif

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد! crysmiley2.gif

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند! consoling2.gif

یک تقویت کننده فکر89.gif او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!  040.gif

یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!! flat.gif

سپس فرد بیسوادی2usv2c8.gif گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

اینجا ایران است...

 

 اینجاکجاست

-ایران در رتبه 19 کشورهای پرمصرف برق در دنیا است و دولت سالیانه یارانه ای معادل چهار هزار میلیارد تومان برای برق در نظر می گیرد

- مصرف سوخت68  میلیون لیتر در روز است. این در حالیست که اگر مصرف سوخت کل کشورهای صنعتی را بر تعداد اتومبیل های آنها تقسیم کنیم به ازای هر اتومبیل در اروپا روزانه 2 لیتر و در آ مریکا 4 لیتر بنزین مصرف می شود اما اگر این ضرب و تقسیم ساده را در خصوص کشور ایران صورت دهیم به رقم مصرفی 11 لیتر در روز برای هر اتومبیل خواهیم رسید.

- مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از پنج برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، دو برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و چهار برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت به یارانه بنزین اختصاص می یابد

- به طور میانگین 92 درصد آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی به دلیل استفاده از روش منسوخ غرق آبی به جای سیستم های کارآمد آبیاری تحت فشار یا قطره ای هدر می رود.

- مصرف گاز بعد از کشورهای امریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف جهان اعلان کرد. دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگی تعلق داده است

- زنان ایرانی سالانه چیزی حدود یک میلیارد دلار برای زیبایی خود هزینه می‌کنند

- ایران، هفتمین واردکننده لوازم آرایشی در جهان است.

- ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی، در دنیا اول است.

- ایرانیان سالانه بیش از 2 میلیارد و 900 میلیون تومان نوشابه استفاده می‌کنند. بنابراین، از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار در ایران، رتبه اول جهان را داریم.

- عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نان را در جهان به خود اختصاص داده‌ایم. سرانه مصرف نان در ایران 160 کیلو است، در حالی‌که در کشور فرانسه، سرانه مصرف نان 56 کیلو و در آلمان 70 کیلوگرم در سال است  ضایعات مصرف نان در كشور 30 درصد است

- سرانه مصرف شکر در ایران حدود 30 کیلوگرم است که 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است

- ایران بعد از روسیه، دومین واردکننده بزرگ شکر در جهان است

- مصرف سرانه روغن در ایران، حدود 17 کیلوگرم و 4.5کیلوگرم بالاتر از میانگین جهانی است

- میزان استاندارد مصرف نمک بین 4 تا 5 گرم در روز است؛ در حالی‌که ایرانیان به‌طور متوسط روزانه 13 تا 15 گرم نمک مصرف می‌کنند

.-  رتبه ایران از لحاظ سرعت دانلود 186 و از لحاظ بارگذاری 176 در جهان است

 

اینجا ایران است

-        

ایران به لحاظ سدهای در دست ساخت رتبه سوم جهان را دارد

-          اکنون ایران پنجمین کشور جهان است كه به دانش تولید سلول های بنیادی پرتوان دست یافته است               


-          تعداد اختراعات ایران در فناوری نانو در سال 2007 به 5 اختراع می‌رسد و در جایگاه چهل و دوم دنیا و سوم کشورهای اسلامی قرار می‌گیرد

-           امروز ایران به عنوان دهمین کشور جهان به پیشرفت‌های بسیار مهمی در علم پزشکی و درمان بیماری‌های مختلف دست یافته که از آن با عنوان انقلاب پزشکی نام می‌برند_هم اكنون جمهوری اسلامی ایران جزء معدود كشورهای جهان است كه هم ماهواره و هم موشك پرتابگر آنرا در اختیار دارد

 

 

یادش به خیر!!!

در آخرین المپیک دختر پسر ایران،که در یزد برگزار شد،جمعی از مهندسین صنایع دانشگاه یزد شرکت کردند.چهار گروه در این مسابقه شرکت کردند.گروهها از این قرارند:

گروه  ۱: ۱-م.د ۲-ا.ح ۳-ف.ر ۴-س.م ۵-م.ی

گروه ۲:  ۱-م.ش۲-ص.ر۳-پ.م۴-ا.ا

گروه ۳:  ۱-ن.ر  ۲-م.ف۳-م.ف ۴-س.ع

گروه ۴:  ۱-ن.ج  ۲-ف.م۳-گ.ش۴-ه.د

این المپیک،در روز پنجشنبه مورخ ششم اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت،در یکی از مکان های سنتی یزد،برگزار شد.(ساعت دقیق برگزاری مسابقه بین پنج تا هشت بعد از ظهر!!! بود)

نمونه ای از نتایج مسابقه را در زیر مشاهده می کنید.که به دلیل شرایط نامساعد جوّی! فقط آثار دو گروه باقی مانده است!

تفاوت را احساس کنید!!!!

گروه یک

گروه یک

گروه دو

 

 

نتایج مسابقه

 

گروه یک با سیصد و هشتاد امتیاز،به دلیل تقلب های بیش از حد! ، به دلیل دوپینگ کردن!! و از همه مهمتر مشوش کردن جو مسابقه !!!از دور مسابقات حذف شد.تشخیص داور مسابقه این بود که فقط بیست امتیاز این گروه حاصل تفکرات خودشون بودو سیصد و شصت امتیاز دیگه رو از گروههای دیگه تقلب کردند.(لازم به ذکره که نویسنده این گروه با استپ گفتناش به بقیه گروه ها اجازه تمرکز کردن نمیداد!!!)

گروه دو با چهارصد و ده امتیاز ،برنده این دور از مسابقات اعلام شد.

گروه سه و گروه چهار:متأسفانه از این دوگروه،آثاری به دستمان نرسید!


لطفا به دقت به عکسها نگاه کنید،و به سوالات زیر پاسخ دهید:

*شما می تونید بفهمید گروه یک،ماشین از عین رو چی نوشته ؟؟؟!!!!!(به نظرتون این ماشین ساخت کدوم کمپانیه؟!)

**به نظرتون گروه یک،رنگ از ت رو چی نوشته؟؟؟؟!!!!

***به نظرتون صالح اسم دختره؟؟!!اگه هست اولش عینه؟؟!!در غیر اینصورت اسم دختر با عین توی برگه گروه یک،چیه؟؟؟!!!

****فکر می کنید غذایی که گروه یک با ت نوشته،چطوری طبخ می شه؟؟؟؟!!!

*****مهم تر از همه اینکه به نظرتون کدوم یک از افراد گروه یک،این اثرتاریخی رو از خودش به جا گذاشته؟؟!(فکر میکنید املای اول دبستانشو با چند پاس کرده؟؟؟)( تو هر دو گروه نویسنده ها رو مشخص کنید!)

******تأکید می کنم!!تفاوت را احساس کنید!

به بهترین پاسخ،به قید قرعه سهمیه شرکت در کلاسهای آموزش خط گروه یک!!!! داده می شود!

من دلم میخواهد قدر این خاطره را دریابم

"زندگی"یعنی چه؟
"زندگي" رازبزرگي است كه درما جاري است.
" رود دنيا جاريست."زندگي" آبتني كردن،در اين رود است.
وقت رفتن به همان عرياني،كه به هنگام ورود آمده ايم.
دست ما در كف اين رود به دنبال چه مي گردد؟!

هيچ!!!

"زندگي" وزن نگاهيست كه در خاطره ها مي ماند.
شايداين حسرت بيهوده كه بر دل دادي،شعله گرمي اميد تو را خواهد كشت.
"زندگي" درك همين اكنون است.
"زندگي" شوق رسيدن به همان فردايست كه نخواهد آمد.
تو نه در ديروزي و نه در فردايی. ظرف امروز پر از بودن توست.
شايداين خنده كه امروزدريغش كردی، آخرين فرصت همراهي بااميد است.
"زندگي" ياد غریبیست كه در حافظه ی خاك به جا مي ماند.
"زندگي" خاطر دريايي يك قطره در آرامش رود.
"زندگي" حس شكوفايي يك مزرعه،در باور بذر
"زندگي" باور درياست در انديشه ماهي در تنگ.
"زندگي" فهم نفهميدن هاست.
"زندگي" پنجره اي باز به دنياي وجود.
تا كه اين پنجره باز است جهاني با ماست.
آسمان،نور،خدا،عشق ،سعادت با ماست.
فرصت بازي اين پنجره را دريابيم،در نبنديم به نور
در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم.
پرده از ساحت دل برگيريم،رو به اين پنجره با شوق سلامي بكنيم.
"زندگي" رسم پذيرايي از تقدير است
"زندگي" شايد آن لبخنديست،كه دريغش كرديم.
"زندگي" خاطره آمدن و رفتن ماست.
من دلم مي خواهد قدر اين خاطره را دريابم .

 



 

تعريف مشاغل

سياستمدار: كسي است كه مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي كه شما براي اين سفر لحظه شماري كنيد.

مشاور: كسي است كه ساعت شما را از دستتان باز مي كند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.

حسابدار: كسي است كه قيمت هر چيز را مي داند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.

بانكدار: كسي است هنگامي كه هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد.

اقتصاددان: كسي است كه فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي كه ديروز پيش بيني كرده بود امروز اتفاق نيفتاد.

روزنامه نگار: كسي است كه %50 از وقتش به نگفتن چيزهايي كه مي داند مي گذرد و %50 بقيه وقتش به صحبت كردن در مورد چيزهايي كه نمي داند.

رياضيدان: مرد كوري است كه در يك اتاق تاريك بدنبال گربه سياهيه مي گردد كه آنجا نيست.

هنرمند مدرن: كسي است كه رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد.

فيلسوف: كسي است كه براي عده اي كه خوابند حرف مي زند.

روانشناس: كسي است كه از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد كه همسرتان مجاني از شما مي پرسد.

جامعه شناس: كسي است كه وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي كنند، او به مردم نگاه مي كند.

برنامه نويس: كسي است كه مشكلي كه از وجودش بي خبر بوديد را به روشي كه نمي فهميد حل مي كند.

رکاب بزن

زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این که دست از رکاب زدن بردارد.
اوایل، خداوند را فقط یک ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه که همه عیب و ایرادهایم را ثبت می‌کند تا بعداً تک تک آنها را به‌رخم بکشد.
به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند که من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم. او همیشه حضور داشت، ولى نه مثل یک خدا که مثل مأموران دولتى.
ولى بعدها، این قدرت متعال را بهتر شناختم و آن هم موقعى بود که حس کردم زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است، آن هم دوچرخه سوارى در یک جاده ناهموار!
اما خوبیش به این بود که خدا با من همراه بود و پشت سر من رکاب مى‌زد.

آن روزها که من رکاب مى‌زدم و او کمکم مى‌کرد، تقریباً راه را مى‌دانستم، اما رکاب زدن دائمى، در جاده‌اى قابل پیش بینى کسلم مى‌کرد، چون همیشه کوتاه‌ترین فاصله‌ها را پیدا مى‌کردم.

یادم نمى‌آید کى بود که به من گفت جاهایمان را عوض کنیم، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد، اوضاع مثل سابق نبود. خدا با من همراه بود و من پشت سراو رکاب مى‌زدم.
حالا دیگر زندگى کردن در کنار یک قدرت مطلق، هیجان عجیبى داشت.

او مسیرهاى دلپذیر و میانبرهاى اصلى را در کوه ها و لبه پرتگاه ها مى شناخت و از این گذشته می‌توانست با حداکثر سرعت براند،
او مرا در جاده‌هاى خطرناک و صعب‌العبور، اما بسیار زیبا و با شکوه به پیش مى‌برد، و من غرق سعادت مى‌شدم.

گاهى نگران مى‌شدم و مى‌پرسیدم، «دارى منو کجا مى‌برى» او مى‌خندید و جوابم را نمى‌داد و من حس مى‌کردم دارم کم کم به او اعتماد مى‌کنم.
بزودى زندگى کسالت بارم را فراموش کردم و وارد دنیایى پر از ماجراهاى رنگارنگ شدم. هنگامى که مى‌‌گفتم، «دارم مى‌ترسم» بر مى‌گشت و دستم را مى‌گرفت.

او مرا به آدم‌هایى معرفى کرد که هدایایى را به من مى‌دادند که به آنها نیاز داشتم.
هدایایى چون عشق، پذیرش، شفا و شادمانى. آنها به من توشه سفر مى‌دادند تا بتوانم به راهم ادامه بدهم. سفر ما؛ سفر من و خدا.

و ما باز رفتیم و رفتیم...

حالا هدیه ها خیلى زیاد شده بودند و خداوند گفت: «همه‌شان را ببخش. بار زیادى هستند. خیلى سنگین‌اند!»

و من همین کار را کردم و همه هدایا را به مردمى که سر راهمان قرار مى‌گرفتند، دادم و متوجه شدم که در بخشیدن است که دریافت مى‌کنم. حالا دیگر بارمان سبک شده بود.

او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود..


او مى‌دانست چطور از پیچ‌هاى خطرناک بگذرد، از جاهاى مرتفع و پوشیده از صخره با دوچرخه بپرد و اگر لازم شد، پرواز کند..

من یاد گرفتم چشم‌هایم را ببندم و در عجیب‌ترین جاها، فقط شبیه به او رکاب بزنم..

این طورى وقتى چشم‌هایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى‌بردم و وقتى چشم‌هایم را مى‌بستم، نسیم خنکى صورتم را نوازش مى‌داد.

هر وقت در زندگى احساس مى‌کنم که دیگر نمى‌توانم ادامه بدهم، او لبخند مى‌زند و فقط مى‌گوید،: "ركاب بزن..."

 

پیترویل بیچاره عاشق شد!

پیترویل ییچاره فقط سه جمله بلد بود:

سلام.حال شما چه طور است.خداحافظ

تااینکه یک روز پیترویل از دست کسی عصبانی شد

کلی کتاب ولغت نامه خواند

تا یاد گرفت بگوید:بروید به جهنم!

لباسش را تنش کرد

رفت روبروی ان طرف ایستاد وگفت

(سلام.حال شما چه طور است.بروید به جهنم.خداحافظ!)

همه چیز خوب پیش میرفت

 تا اینکه یک روز پیترویل بیچاره عاشق شد!

کلی لغت نامه خواندتایاد گرفت بگوید:(دوستتان دارم)

لباسش راتنش کرد.موهایش را شانه کرد.ادکلن زدویک شاخه گل خرید

رفت روبروی آن طرف ایستادوگفت:

(سلام.حال شماچطوراست.دوستتان دارم.بروید به جهنم.خداحافظ!)

بعد گل رابرداشت وسریع دورشد

وحتی پشتش رانگاه نکرد

پیترویل بیچاره خیلی خوشحال بود که تمام حرف هایش را زده است!

اطلاعیه(ثبت نام مقدماتی)

سلام به همه  دوستای صنایعی .به اطلاعتون میرسونم که انتخاب واحد مقدماتی از تاریخ 11/2شروع شده وتا 15/2هم ادامه داره.به امید خدا اگه همه درسامونو این ترم پاس کردیم،نظرتون چیه واسه هماهنگ بودن،همه مون این درسا رو بگیریم؟؟؟

1.تئوری احتمال(3)

2.روش تولید1(2)

3.تحقیق در عملیات(3)

4.مقامت مصالح(2)

5.کارگاه ماشین2(1) یا کارگاه ماشین1

6.معارف2 (2)

7.اقتصاد عمومی(2)!!!(به جای نقشه کشی2)

8.از فیزیک1(1)یا ازشیمی

9.معادلات(3)یا برنامه نویسی(3)

10.تربیت بدنی(1)

یادمان نرود

دوست

 

در روزگاران نه خيلي قديم،بچه كوچك بد اخلاقي با خانواده اش زندگي مي كرد.كه هنگام عصباني شدن زمين و زمان را به هم مي دوخت.مادر درمانده و پدر حيران در كار او،روز و شب را با فكر و خيال به سر مي بردند تا اين كه دوستي حكيم راهي در برابر آنها گشود.

بر اساس اين راهكار همان روز پدر يك كيسه پر از ميخ و يك چكش به كودك داد و به او گفت هر وقت عصباني شدي يك ميخ به اين ديوار بكوب.روز اول پسرك 37ميخ به ديوار كوبيد.اين كار ادامه داشت اما پسرك كه هر روز نتيجه عصبانيتش را بر ديوار مي ديد در روزها و هفته هاي بعد به تدريج تلاش كرد خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود.پس تعداد ميخ هايي كه به ديوار مي كوبيد رفته رفته كمتر شد.پس از مدتي پسرك متوجه شد كه اسانتر آن است كه عصباني شدنش را كنترل كند.تا اين كه ميخ ها را در ديوار سخت بكوبد.به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرد. و اين موضوع را با پدر در ميان گذاشت.پدر كه بسيار خوشحال بود به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاي هر روزي كه عصباني نشود يكي از ميخ هايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بيرون بكشد.

مدتها گذشت تا اينكه يك روز پسر جوان به پدر رو كرد و گفت:همه ميخ ها از ديوار بيرون آمده.پدر دست پسر را گرفت و او را مقابل ديواري كه ميخ ها را بر آن كوبيده و سپس در آورده بود برد.انجا رو به پسر كرد و گفت كار مهمي كردي.كنترل عصبانيت بسيار دشوار است .ولي به سوراخ هايي كه در ديوار مانده نگاه كن.اين ديوار ديگر هيچ وقت ديوار قبلي نخواهد بود.پدر ادامه داد:پسرم،وقتي تو در حال عصبانيت سخن مي گويي آن حرف مانند ميخي ست كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي.مهم نيست بعدها تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم.اثر زخم كماكان بر بدن آن شخص خواهد ماند.يك زخم زبان،حد اقل به همان بدي يك زخم فيزيكي ست.

يادمان نرود دوستهاي ما جواهر هاي كميابي هستند.آنها همراهان مسير پر فراز و نشيب زندگي ما هستند.مي توانند در شرايط سخت ما را ياري كنند و تشويقمان نمايند و به موفقيت هاي بزرگ دست يابند.

دوست عزيز،اگر من در گذشته در ديوار روح تو حفره اي ايجاد كردم،مراببخش!

اصفهانی ها میدانند؟!

روز بزرگداشت شیخ بهایی

روزاصفهان

بر همه خصوصا اصفهانی های کلاس مبارک!

سنجاقک

گاه یک سنجاقک

به تو دل می بندد

و تو هر روز سحر

می نشینی لب حوض

تا بیاید از راه

از خم پیچک نیلوفرها

روی موهای سرت بنشیند

یا که از قطره آب کف دستت بخورد

گاه یک سنجاقک

همه معنی یک زندگی است ...

 

 

عادل فردوسی پور و مهندسی صنایع

 

جناب عادل فردوسی پور را كه می شناسید؛ لیسانس و فوق لیسانس مهندسی صنایع را از شریف گرفته و دیگر حرفی نیست در مورد تخصص و اعتبارش؛ می گویند كه استاد زبان هم هست در دانشگاه شریف!

ولی دقیقا خاطرم نیست، پارسال در یك مصاحبه تلویزیونی كه با او انجام می شد، در پاسخ به اینكه
مهندسی صنایع و فوتبال چه ارتباطی با هم دارند كه شما به عنوان یك تحصیلكرده مهندسی صنایع، به عنوان موفقترین و معروفترین فرد رسانه ای در مورد فوتبال هستید، گفت كه ارتباطی بین اینها نیست و این بخاطر علاقمندی زیاد من به فوتبال است!



البته عادل می توانست به صورت عادلانه تری بگوید كه « فوتبال » هم می تواند به علت تیمی بودن بازی و نیز ارتباطات و پاسكاری میان بازیكنان در حین بازی، و تاكتیكهای دفاعی و تهاجمی اتخاذ شده از سوی مربی، به عنوان یكی از موضوعات قابل بحث و بررسی مهندسی صنایع مطرح شود. مثلا بررسی و تحلیل آماری كارآیی و عملكرد بازیكنان با توجه به تعداد پاسهای درست و غلط، شوتهای درست و غلط، سانترها، مشاركت در تهاجم و دفاع، تعداد تكلها و توپگیریها و حتی وضعیت انضباطی و اخطارها، می تواند در باشگاههای حرفه ای فوتبال (حتی در ایران) مفید واقع شود و این با در نظر گرفتن اینكه، یك دقیقه بازی بازیكنان حرفه ای، هزینه فراوانی برای باشگاهها دارد، اهمیت فوق العاده ای پیدا می كند.